ای نگران مانده از بره
ودشنام گرگ
بی دلیل تفنگ را
به سینه اش نشانه نرو
گرگهای ما دندان ندارند
گرگهای ما پنجه ندارند
اگر پی گوسفندی
می دوند دشت را
به بهانه دیدار دوباره چوپان و
آوازنی اوست
ورنه
واق واق
سگی که با
استخوانی شاد میشود
شنیدن ندارد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 18:4  توسط علی طجوزی
|
