تقصیرمن نیست که تو
درچشمان من گره خورده ای
اولین زیباییم تو بودی
ورنه من سالهاست که
حاشا می کنم
اضطراب مطلق دل را
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 20:15  توسط علی طجوزی
|
ادبی
درچشمان من گره خورده ای
اولین زیباییم تو بودی
ورنه من سالهاست که
حاشا می کنم
اضطراب مطلق دل را
من یا تصویر مبهمی ازخیال من
درهوای ایستادن با تو
کنار رویای کودکی باران
بی آنکه ترسی باشد
ازهبوط های مکرر
دراین اجبارزمین
آنچه درپی می آید
متن ناقص وکاملی
ازهیچ گزارشی نیست
گریزی کوتاه است
ازنبودنهای بسیارتو
دربسیارخواستنم
یاحاجتی دست نیافتنی ست
یاآرزوی محال
که آرزویش محال نیست
ومحال اندیشی نیز
چاره ای نیست
بر نبودنت
اما
همین چندخط کوتاه
یعنی حضور تودرمن جاریست
مثل هواکه بی اختیار
نفس میکشم تا مرگ
بی اختیاروخواستن