تبليغاتX
هوای ستاره

هوای ستاره

ادبی

سلام می دونم سر قولم نبودم ولی انصافا فقط تو نوشتن وبلاگ تنبلی می کنم

چه می شود کرد هنگامی که فرق نمیکند

در کدام شهر سگ پاسبان باشی

چه فرق می کند

از کدام دست استخوان بگیری

تنها باید دم تکان داد وپارس کرد

برای دزدانی که روز گاری نه چندان دور

شحنه گان پاک شهر بودند

هنگام که سگ می شوی

فراموش می کنی ابر وآسمان وباران را

شکوه پی درپی کوه را

فرقی نمیکند که کدام گرگ را رسوا کنی

یا در پناه دندان وچوب پاسبان کدام سقف را

امنیت مطلق باشی

مهم جویدن است وجائی گرم ماده سگی دیگر

شبی بسیار سرد

و تولگان فردا

برای دریدن های تا ابد جاوید

تو حال وهوایی که این روزها داریم می بینیم گاهی انسان از اینکه انسان است شرمگین میشود .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 12:55  توسط علی طجوزی  | 

از قولی که به محمد طاهری دادم پشیمونم ولی با یه روز تاخیر مینویسم تا ....

از دست این محمد طاهری نمیدونم چی کار کنم هر روز یه برنامه تازه می چینه برای من.

دیروز صبح که اومدم روزنامه دیدم چند نفر جمع شدن جلوی میز من و دارن به یه عکس نگاه می کنن  دیدم طاهری نامرد یه عکس از من در حال شیرنی خوردن گرفته با دو بیت شعر طنز گالری راه اندخته

قراره که با رهام وزیری، شهرام شریف و محسن ایلچی یه فکری برای این پدیده بکنیم وراه استفاده درست از گوشی دوربین دار و بهش ید بدیم

راستی محمد از سفر به اهواز یه گفت وگوی خوب سوغات اورده که امروز قسمت دومش چاپ شده .اگه دوست دارید می تونید این مطلب رو توی صفحه ۲۵ دنیای اقتصاد رو بخونید.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 11:16  توسط علی طجوزی  | 

سلام

بی هیچ حرفی قبول دارم که برای به روز کردن وبلاگ یکی از تنبل ترین ادم های روی زمینم اما بعد از یک دنیا چانه زنی با محمد طاهری قرار شد هر روز حتی شده چند کلمه هم بنویسم .

این کار کوچولو هم به خاطر قولی که به طاهری دادم

ستاره ها

 سایه های سرگردان آرزو هایند که مانده اند

کدام نور را بگریند اما تو

حکایت دائم آفتابی

بی واهمه از ابر وزخم های همواره

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 12:19  توسط علی طجوزی  |